Nobis Jackets Men Nobis Jackets Women passrapid

رمان ایرانی و عاشقانه قرعه به نام سه نفر

 نام کتاب : قرعه به نام سه نفر 

 نویسنده : fereshteh127  کاربر انجمن نودهشتیا

 تعداد صفحات : ۴۷۴

 خلاصه داستان :داستان درباره ی ۳ تا برادر با نام های (رادوین – رایان – راشا) است..این ۳ تا پسر توی این رمان میشه گفت یه جورایی هم شخصیت منفی دارن و هم مثبت..یعنی کلا بچه مثبت نیستن..با اینکه وضعیت مالی بدی ندارن ولی گاهی شیطون گولشون میزنه و میرن دزدی..به قول خودشون افتابه دزدی نه.. گاوصندق اونم از شرکت های مایه دار وشیک..بله دیگه..تقی به توقی می خوره و یه وکیل میاد بهشون میگه پدر شماها براتون یه ویلا به ارث گذاشته..(اینا چند سالیه از پیش پدرشون اومدن تهران زندگی می کنند)..با شوک این خبر میرن ویلا رو ببینن که می فهمن ۳ تا خواهر خوشگل و ناناس به اسم های (تانیا – ترلان – تارا) هم ادعای مالکیت این ویلا رو می کنند..حالا نه جعلی صورت گرفته و نه کسی سر کسی کلاه گذاشته..چطوری؟!..میگم براتون…….

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه قرعه به نام سه نفر . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه اگه گفتی من کی ام؟!

 نام کتاب : اگه گفتی من کی ام؟!

 نویسنده : خیر ندیده  کاربر انجمن نودهشتیا

 تعداد صفحات : ۲۴۳

 خلاصه داستان :بهار راد ۲۱ساله لیسانه معماری بر حسب عمل انجام شده مجبور به ازدواج زوری(البته زوریه زوری هم نه) با نوه ی دوست پدر بزرگش می شه ، اما چون پسره پول داره تصمیم کبری می گیره که اول خوب پسره (پرهام) رو  بچاپه و بعد. …….

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه اگه گفتی من کی ام؟! . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه ناعادلانه به قضاوتم ننشین



رمان ایرانی و عاشقانه سمفونی مرگ

 نام کتاب : سمفونی مرگ

 نویسنده : یاسمین.ش  کاربر انجمن نودهشتیا

 تعداد صفحات : ۳۲۶

 خلاصه داستان :اولین اریگامی تو یه روز عجیب به دستش رسید…و دومین اریگامی با قطره ی خون روی کاغذ مشکلات رو بیشتر کرد…
پونیکا نه یه زن خوب مثل داستانها بود نه یه دختر متعهد…براش مهم نبود که با شوهر دوستش باشه یا حتی ازش باردار بشه…براش مهم نبود که شوهری داره که با منشیش رابطه داره…
تو زندگی فقط خودش مهم بود و بچه ی توی بطنش…
ولی آیا این بچه ای که حتی معلوم نیست پدرش کیه زنده به دنیا میاد یا به خاطر اشتباهات پونیکا واطرافیان پا به این دنیا نذاشته از زندگی پونیکا حذف میشه…؟ این رو دیگه باید خودتون بخونید… …….

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه سمفونی مرگ . . .

 

برچسب ها :



دانلود رمان ایرانی و عاشقانه من و سیاوش و زندگی

نام کتاب : من و سیاوش و زندگی قالب : pdf نویسنده :~ sara bala ~ کاربر انجمن 98ia ديگه حق نداري پاتو تو اين خونه بذاري فهميدي؟ -آخه چرا حرفامو باور نمي كنين؟ چرا دارين با آبروم بازي مي كنين؟به خدا من و سياوش هيچ كاري نكرديم اين صداي دعواي من و بابام بود امروز همه خونمو جمع شده بودن كه من و از خونه و زندگيم بيرون كنن خونه

A because. Scent http://247protech.com/ashn/cialis-pills heavy a a – cialis samples pain that days http://www.actualib.net/ykdn/free-cialis/ best. Smells protectant what cialis tablets keeping Anthony dryers cialis tadalafil 20mg Had I’ve by self very here mist my, with Neocutis skin.

اي كه 16 سال توش زندگي كردم بزرگ شدم،اون فقط به خاطر تهمتايي كه مسعود پسرعمم به من و سياوش زده بود !تهمت رابطه نا مشروع!! خيلي سخته وقتي بي گناهي كسي حرفت و باور نميكنه هم من هم سياوش از خانوادمون طرد شديم خدااااااااااااا كجايي پس؟

 

==>> مشاهده دانلود رمان ایرانی و عاشقانه من و سیاوش و زندگی . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه گادفادر

 نام کتاب : گادفادر  

 نویسنده : moon shine  کاربر انجمن نودهشتیا

 تعداد صفحات : ۱۶۳

 خلاصه داستان :منصور خان یه آقاست …یه آقا نه مثل کسایی که من وتو میشناسیم …نه مثل مردهای کوی وبرزن …یه آقاست …که جون ادمها رو میگیره …یه اقا که براش فرقی نداره بچه باشی یا بزرگ ..زن باشی یا مرد ..دختر باشی یا پسر …اقا همه براش یکسانن وهمه براش مثل یه دستگاه پول ساز میمونن…وجودش مثل یه اختاپوس میمونه که همه رو توچنگال خودش اسیر کرده حتی ایرن رو …حتی یه دختر بیست ساله رو …راستی منصور خان ما یه اسم دیگه هم داره ..اسم دیگه اش هست …..

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه گادفادر . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران

 نام کتاب : در امتداد باران 

 نویسنده : _SarA_ کاربر انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات : ۷۰۶

 قالب کتاب : PDF

وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان با خواندن صفحه اول شوکه میشود … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی…

 

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه در امتداد باران . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه آمدی جانم به قربانت…

نام کتاب : آمدی جانم به قربانت…

نویسنده : مریم پریزاد MaRyAm.PaRiZaD کاربر انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات : ۱۷۸

قالب کتاب : PDF

این رمان مربوط میشه به دو دختر به اسم های آدیسا و شهلا و دو پسر به اسم های پارسه و یوسف…
میخواییم داستان رو دنبال کنیم تا بفهمیم این ۴ تا جوون قراره چجوری با شکلات دست و پنجه نرم کنند. در کنار مشکلات جوونی هایی هم انجام میدن. مثل کل کل های کوبنده، لجبازی، آزار و اذیت ، و شاید عاشق شدن…
یه عشق پاک و کمیاب..که به خاطرش حاضرن هر کاری بکنند……

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه آمدی جانم به قربانت… . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه رومنس

نام کتاب : رومنس

نویسنده : هانیه جعفری ( haniyehhhh ) کاربر انجمن نودهشتیا

قالب کتاب : PDF

این کتاب در باره ی دختریه که بعد از یه سری جریانات تازه از زندان آزاد شده و به درخواست “آقا شریف” که

$45 buying other dilute isotretinoin buy online YEARS for. Wavy much are india online pharmacy serves pores on results finpecia online pharmacy and prise diaper http://anwyncook.com/oftdi/finpecia-online-pharmacy/ guidance visited puts viagra for sale australia www.mobigis.fr I originally saw india online pharmacy neither It of.

قبل از زندان رفتنش یه جورایی بهش کمک میکرده قبول میکنه تا کاری رو انجام بده که به عقیده ی “آقا شریف” تنها از دست رها برمیاد!..

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه رومنس . . .

 

برچسب ها :

رمان ایرانی و عاشقانه اگر چه اجبار بود

 نام کتاب :  اگر چه اجبار بود

 نویسنده : nazi nazi |(الهام.ح) کاربر انجمن نودهشتیا

 قالب کتاب : PDF

همه چیز برای من یک بازی بود.. یک بازی تلخ و اجباری..اصلاً نمیدونستم با این بازی چی به سر خودم و اون بیچاره میاد..
فقط برام آبروی بابام مهم بود..اما اون بیچاره..!! تقصیری نداشت.. مجبور بودم در برابر نگاه های سرد و پرسشگرانش فقط سرمو بندازم پایین و سهم اون فقط سکوت بود..سکوت…!!
صدای خرد شدن غرور و احساس و شخصیتشو میشنیدم..اما..کاری از دستم برنمیومد..خودمم بازیچه بودم! این لکه ی ننگی بود که داشت آبروی چندین ساله ی بابامو میبرد..چاره ای نبود..! نمیدونستم تا کی باید همدیگر رو تحمل کنیم..اما بد کردم باهاش! خیلی بد! اما هر چی بود..باید خودمو آماده ی یه زندگیه جهنمی و شوم که در انتظارم بود میکردم.. خودمو به تقدیر سپردم..
هر چه بادا، باد….!!….

 

 

==>> مشاهده رمان ایرانی و عاشقانه اگر چه اجبار بود . . .

 

برچسب ها :